 مرتبط با :  نویسنده : مهدی شیخیانی  تاریخ ارسال : چهارشنبه بیستم مهر 1390
درود همراهان مهربان!
<<این پست اختصاصی است >>
با احترام تبریک میگویم زاد روز دو بزرگ را در یک روز
یکی غزل را به اوج رساند و دیگری دوبیتی را احیا نمود.
امروز ۲۰ مهرماه زاد روز حافظ شیرازی و شهراد میدری می باشد.
کسی نیست که نداند شهراد چه زحمات و سختی هایی برای شعر دوبیتی و نام دشتی
کشیده است.
بی شک مردمان دشتی ، به خصوص شاعران او را محترم شمرده، برایشان عزیز و دوست
داشتنی است
در ادامه می خانیم دوبیتی هایی که دوستان نازنین به مناسبت زاد روز میدری
- شهراد عزیز و دوستداشتنی- سروده اند.
تا یاد بگیریم و تمرین کنیم احترام به بزرگان و هنرمندانمان را .
<<شهراد عزیزم زاد روزت خجسته باد>>
استاد *غلامرضا ابراهیمی* شاعر دشتیاتی اهل شنبه ساکن جزیره خارگ:
برای شب تولد " شهراد عزیز" قله نشین دوبیتی امروز
قرار هر چه مو بادی.. که آمد
چه شیرین شور فرهادی، که آمد
پس از "فایز" پس از " بابا" دوبیتی
فقط کم داشت " شهرادی " .. که آمد
میم امشو برت مهمونت آمبم
دو تا چهشات سی خوم حیرونت آمبم
مو یه " شمعی " هسم سیت چش گریخو
یه فیتی بسمن... کروونت آمبم
الف -دریا
خانم *طاهره(تارا) حیدری* شاعر اهل دشتی ساکن کنگان
برای "شهراد" که مادرم با دوبیتی هایش گریست:
دوباره درد دل ها ماند و گریه
نگاه خیس را پوشاند و گریه
دوبیتی های دشتی... خاطره... عشق
برای مادرش میخواند و گریه
برای شهراد و حافظ:
دست در دست حافظ
از شیرازه ی شعر هامی آیی
تا در زادروزتان
شمع ها را روشن کنی!
*حسین باز پیچ *شاعر اهل دشتی و ساکن خورموج
شنیدم تا صدایت اولین بار
شکفتم در هوایت اولین بار
چه شیرین بود شور لحظه ای که
گرفتم دست هایت اولین بار
دل فایز عمویم با پری خوش
دلی دیگر به رقص بندری خوش
میان این همه دل ها دل من
به شعر ناب و نام میدری خوش
بیا تا نم نم و نم نم برقصیم
بدون ذره ای از غم برقصیم
تو دستم را بگیر من شانه ات را
به عشق میدری با هم برقصیم
* خانم صدیقه زیارتی* شاعر اهل دشتی ساکن خورموج:
به رویای قشنگ بادبادک
به خاب گاه و بی گاه عروسک
شب زیبای پاییز است امشب
" عزیزم جشن میلادت مبارک"
و این دوبیتی برای فصل تولد شهراد میدری :
چرا غمگین و بی جان است پاییز؟
رفیق اشک و باران است پاییز
به پای عاشقی خشکش زده باز
ندیدی برگ ریزان است پاییز؟
فرشید ابراهیمی شاعر اهل شهر شنبه دشتی و ساکن بوشهر
دوباره مستی در باد... انگور
سکوت مبهم فریاد ... انگور
جنوبی و صدای سوز شروه
دوبیتی و غزل، شهراد... انگور
خانم " لیلا ناظری " شاعر اهل دشتی ساکن خورموج
عجیب نیست اصلن عجیب نیست
که تو
شاعر شده ای،
که واژه ها گلواژه میشوند
در کاغذ پاره های تو،
که می آیی و می آید
آیین و آیینه
و " میترا کانا " با تو در "بغ یاد"
تقویم آمدنت را
به هزاره های مهرگانی
فخ باد می گوید
میترا کانا :جشن هخامنشیان در ستایش الههروشنایی و راستی و محبت در مهر ماه
بغ یاد : یاد خدا در پاییز و اواسط مهر ماه.
برای زادروز " شهراد عزیز " که زیباترین خاطراتم را با او و شعر هایش دارم
با احترام شاگرد کوچک شما : مهدی شیخیانی
غم شروه مرا می برد بی تو
شب شاعر به هم می خورد بی تو
من و آغوش در یا و حسادت
دوبیتی های من می مرد بی تو
|